
از: نا معلوم
به: نا معلوم
موضوع: تغییر مفاهیم علوم انسانی، مهندسی، پزشکی، هنر، زبان های خارجی
قبل نوشت: شیوه ی نگارش این گزارش کاملا رسمی و اداری است.
با سلام(علیکم)
احترام(+ان)
اینجانبان، یعنی پیش مرگهای شما، در پی ماموریتی که به ما سپرده بودید، اعلام می داریم مفاهیم علوم انسانی که هیچ، کلا مفاهیم پایه ای رشته های مهندسی و پزشکی و هنر و زبان خارجی را هم تغییر داده و کلا نحوه ی فهم مفهوم مفاهیم را از پایه تغییر دادیم. که پیش کش می شود.
علوم قبیحه ی انسانی:
این گروه پس از زحمات شبانه روزی و طاقت کش، به این نتیجه مهم رسید که کلا علوم انسانی به گند کشیده شده است و بد شده، چون اولا ما هر کجا گشتیم نتوانستیم معنی انسان را در این نظام پیدا کنیم و ثانیا این علوم انسانی عنصر دو رویی است و معلوم نیست چرا این علوم در قبل از انقلاب باعث شور انقلابی اسلامی می شده و اکنون با وجود اینکه یکبار هم رویش انقلاب آن هم از نوع فرهنگی کردن، باعث شور استکباری می شود، به هر حال چون شما هم جواب را نمی دانید، احتراما بگذریم. در نهایت ما نام علوم انسانی را به علوم نسیانی تغییر داده و آن را در قالب چند درس با تعداد واحدی که مشخص شده است پیشنهاد می دهیم، که دانشجویان پس از گذراندن آن نائل به دریافت مدرک دکتری که معادل سیکل حوزوی می باشد، می شوند، باشد که مقبول افتد:
1- وصیت نامه ی امام(متن کامل) تعداد واحد:100
2- تجاوز اسلامی، چالش ها، ریشه ها و فواید تعداد واحد:200
3- حفظ قرآن تعداد واحد:7.25
4- حفظ بر عکس قرآن تعداد واحد:3.33
5- نحوه ی شناخت انقلاب مخملین و رنگهای مورد استفاده تعداد واحد: هر چی شما بگید
6- مطالعه ی فلسفه عارفانی چون، علامه جنتلمنی، علامه صباح الخیر و فاطمه خانوم تعداد واحد:خیلی
7- و دروس اختیاری معارف 1 و 2، اندیشه اسلامی تعداد واحد: یه چند تا
علوم مهندسی، پزشکی، هنر و زبان های خارجی:
این گروه پس از تحقیقات فراوان متوجه شد که آقا(این آقا به معنی آقا است نه آقا)، داشجویان مغتشش که همه علوم انسانی نمی خوانند(پدر سگهای منافق)، بلکه قسمت اعظمی از آنها گرایشهای دیگر هستند، در اینجا بود که فریاد واحسرتا سر دادیم و فهمیدیم که خانه از پای بست ویران است، پس بر آن شدیم که مفاهیم بنیادی این گرایشها را هم تغییر دهیم، ما فهمیدیم که این گروه از دانشجویان در دبیرستان با نظریات دانشمندانی چون انیشتین و اسحاق نیوتن(یهودی بوده قربان) آشنا شده و همین امر باعث انحراف آنها می شود، پس مفاهیم را زکل از دبیرستان تغییر دادیم، و برای رشته ی علوم تجربی دو درس به نامهای"عوارض ایستاده ادرار کردن" و "نحوه ی صحیح استبراء" و برای بقیه ی گرایشها هم فقط چهار عمل اصلی(اینا:+-*/) را ارائه کردیم. در دانشگاه هم سرفصل های زیر را برای علوم مهندسی ارائه داده که کلیه ی گرایشها را شامل شده و به مهندسی اسلامی نامگذاری شده است:
1- مهندسی تقلب در انتخابات
2- مهندسی سرکوب
3- نحوه ی ساخت سازه های گنبدی شکل
4- طراحی مناره های بلند
5- سیم کشی روکار و توکار مساجد
6- سیستم دفع فاضلاب مساجد
علوم پزشکی:
1- درمان آثار تجاوز
2- تجاوز بهداشتی
3- فواید تجاوز زوری و تاثیر آن بر عقده های فرو خورده و کلا درمان عقده ایها
4- درمان بواسیر و تاثیر آن بر نشستن صحیح در نماز
5- عمل لوله باز کردن مردان و تاثیر آن بر افزایش جمعیت اسلامی
هنر:
1- کاشی کاری مساجد
2- دوخت و دوز چادر ملی و پوشش اسلامی
3- کشیدن شمایل ائمه
4- تعزیه خوانی
5- نوحه خوانی
6- سانسور فیلمهای هنری و تحریف خبر
7- گریم زندانیان سیاسی وتاثیر آن بر فریب دادن عوام
8- نقاشی سلول انفرادی
زبان های خارجی:
1- ترجمه ی وصیت نامه ی امام به 48 زبان زنده ی دنیا، با ویرایش و قرار دادن فعل و فاعل در جای خود
2- ترجمه ی فحش های زنده ی دنیا و کاربرد آن برای آمریکا و دولت های بیگانه
3- ساخت انواع شعارهای خارجی برای یوم اللله های سال
آقا جون(این آقا به معنی آقا است نه آقا، این ده بار)، ما کلا فهمیدیم که دانشگاه برای حفظ نظام مضر است، و باید به کل تعطیل شود، و همچنین به جای مدارس باید مکاتب برقرار شود، و همچنین همه ی مردم، چه مرد و زن ملزم شوند که به حوزه بروند، در این صورت است که کسی که به حوزه رفته دیگر اغتشاش نمی کند، چون کسی دیوانه نیست که تیشه به ریشه ی خود بزند، و اغتشاشات خاک بر سر شده و میرا می شود.
در نهایت این گروه کارشناسی خاک پای شما هستند و منتظر دستور شما، که حتی مفاهیم سیاه و سفید و دروغ و راست را هم تغییر دهند، هر چند که تقریبا تغییر داده شده است.
امضا: نامعلوم
تاریخ: هر چی شما بگید
زنبور قرمز
دوباره به بلاگفا برگشتیم، به خانه اولمان، جایی که از آنجا آغاز کرده بودیم، به عقب برگشتیم، از آن جهت که گریزی نبود، دلهامان تاب ننوشتن نداشت، وقتی فیلترمان کردند گفتیم اشتباه شده اما حالا که چند روزی از این اشتباه مکرر می گذرد بر خود مفتخریم که ما هم از بسیارانیم. دوباره به بلاگفا برگشتیم از آن جهت که دستهایمان بسته است، ما را در قفس تعریف شده شان نگه داشته اند. چه باک.... چه باک... آنگه که هم نسلانم کف خیابانها خونشان درخت آزادی را آبیاری می کند، چه باک ....چه باک .... آنگه که دوستانم در زیر شکنجه ها جان می دهند. سکوت نمی کنیم، از فیلترینگ نمی گریزیم، نمی هراسیم که وقت هراس و بزدلی نیست، اینجا را هم فیلتر کنید(همانند بلاگ اسپوت)، نه، نمی هراسیم، آنچه می اندیشیم را به زبان جاری می کنیم که اگر نه، می بایست جوابی قانع کننده برای نسل های بعدیمان داشته باشیم.
دوستانی که لینک ما را تغییر داده بودند مرحمت کنند و مجددا لینک ما را به شکل سابق(یعنی آدرس جدید در بلاگفا) تغییر دهند. بیش از این حرفی برای گفتن نداریم، شاید شعر فروغ از هر حرفی گویا تر و دلچسب تر باشد.
باد ما را خواهد برد،
در شب کوچک من، افسوس
باد با برگ درختان ميعادی دارد
در شب کوچک من دلهرهی ويرانيست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غريبانه به اين خوشبختی مینگرم
من به نوميدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
در شب اکنون چيزی میگذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر اين بام که هر لحظه در او بيم فرو ريختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهی باريدن را گويی منتظرند
لحظهای و پس از آن، هيچ.
پشت اين پنجره شب دارد میلرزد
و زمين دارد
باز میماند از چرخش
پشت اين پنجره يک نامعلوم
نگران من و تست
ای سراپايت سبز
دستهايت را چون خاطرهای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازشهای لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد
فروغ فرخزاد